تبليغاتX
 دل شکسته اي از ديار ناكجاآباد عشق
 

 

 


نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 توسط میلاد | لينك ثابت |
                  

رسم اين قوم غريب است بيا برگرديم

 

قصه دين فريب است بيا برگرديم

 

يه کسي بود که ما دل به نگاهش بوديم

 

خنده اش گرم و عجيب است بيا برگرديم

 

عشق بازيچه شهراست ولي در ده ما

 

دخترعشق نجيب است بيا برگرديم

 

کرمها در پس کوچه اقامت دارند

 

روستا مامن سيب است بيا برگردي


نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 توسط میلاد | لينك ثابت |
 

 

آنقدر شکسته ام که هیچ نمی گویم

 

نه گله ای

 

نه شکوه ای

 

حتی رنجیدن هم از یادم رفته است.

 

دیگر چیزی برای دل بستن نمانده است.

 

انتظار بی مفهوم است.

 

نه کینه ای ؛ نه بغضی ؛ نه فریادی

 

ففط سکوت و صدای آه های ممتد...


نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 توسط میلاد | لينك ثابت |
 

 

 

اي نگاهت نخي از مخمل و از ابريشم

چند وقتست كه هر شب به تو مي انديشم

به تو ، آري به تو يعني به همان منظر دور

به همان سبز صميمي به همان باغ بلور

به همان سايه ، همان وهم ، همان تصويري

كه سراغش ز غزلهاي خودم ميگيري

به تبسم، به تكلم ، به دل آرايي تو

به خموشي ، به تماشا ، به شكيبايي تو

به نفسهاي تو در سايه سنگين سكوت

به سخنهاي تو با لهجه شيرين سكوت

شبحي چند شبي آفت جانم شده است

اول نام كسي ورد زبانم شده است

در من انگار يكي در پي انكار من است

يك نفر مثل خودم عاشق ديدار من است

يك نفر ساده چنان ساده كه از سادگيش

مي شود يك شبه بي پرده به دلدادگيش

آه اي خواب گران سنگ سبكبار شدي

تو كه بر روح من افتاده و آوار شدي

آه اي بيرنگ تر از آينه يك لحظه بايست

راستي اين شبح هر شبه تصوير تو نيست؟

اگر اين حادثه هر شبه تصوير تو نيست

پس چرا رنگ تو و آينه اينقدر يكيست؟

آري آن سايه كه شب آفت جانم شده بود

آن الفبا كه همه ورد زبانم شده بود

اينك از پشت دل آينه پيدا شده است

خود تماشا گه اين خيل تماشا شده است

آن الفباي دبستاني دلخواه ، تويي

عشق من ، آن شبح شاد شبانگاه ، تويي

حتم دارم كه تويي آن شبح آينه پوش

عاشقي جرم قشنگي است به انكار مكوش


نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 توسط میلاد | لينك ثابت |
 

 

ديگه اين روزا برام سياه شده نميدونم اون كسي رو كه خيلي دوس دارم منو دوس داره يا نه ،حتي

 به اين كه يه روزي منو دوس نداشته باشه نميتونم فكر كنم خسته شدم از بس بهم گفتن عشقت يه

طرفه اس نميدونم چيكار كنم شايد بهترين راه نجات از اين بلا تكليفي اينه كه برم همه چيزو بهش

بگم ولي جرات ندارم هنوزم از اين كه باهاش روبرو بشم مي ترسم نميدونم از چي مي ترسم

خدايا كمكم كن


نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 توسط میلاد | لينك ثابت |
 

 

 


نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 توسط میلاد | لينك ثابت |
 

love

داره دلم فنا میشه............ازهمه کس جدا میشه

ازهمه جا میخواد بره .......میخواد که بیصدا بشه

گوشه به گوشه خط به خط....دنباله یادگاریهات

داره میگرده دله من........گرچه میدونه نمییای

خدا به همرات عزیزم.......هرجای دنیاکه باشی

میترسیدم ازرفتنت..........اومد دوباره تنهایی

من میدونم که مشکل از....منو دله عاشقمه

دوست داشتنهای لحظه ای...برای قلبه من کمه

ببخش عزیزم تو منو.......منی که از همه دورم

رفتمو تنهات گذاشتم......سپردمت به تقدیرم

اینو نمیشه اسمشو.......عزیز من تقدیر گذاشت

هر وقت کسی کم میاره.....تقدیر میشه چاره کار


نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 توسط میلاد | لينك ثابت |
 

 

سفر غریبی داشتم توی اون چشم سیاهت

                                                  سفری که برنگشتم،گم شدم توی نگاهت

یه دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود

                                                 چشم تو مثل یه سایه ،همه جا همسفرم بود

من همون لحظه ی اول آخر راه می دیدم

                                                  تپش عشقمو تو رگهام عاشقونه می شنیدم

وای اگر،همسفرم

                          بعد از این در سفر

                                                     بی تو من تنها باشم


نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 توسط میلاد | لينك ثابت |
 

 

 


نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387 توسط میلاد | لينك ثابت |
سلام بر خداوند بی همتا


............سلام بر روح من...........


در سکوت خلوت سینه مرادم


شب به شب تنها خداست



مهربان، مونس هم جسم و جانم


مهربان تنها خداست



ساقی و هم ساغر و می


مستی و مخموریم، تنها خداست



صوت و اهنگ صدایم


خنده ها و گریه ها، تنها خداست



چشم آلوه به خوابم


شحنه ی هر شامگاه تنها خداست



عشق و معشوق و خیالم


عاشق این بی نوا تنها خداست



جنت و باغ بهشتی


کوثر و طوبای آن، تنها خداست



در زمیمن و آسمان و کهکشان


ناهید و مهر این جهان، تنها خداست



سرخی گـل، عـطر سنـبـل، شـور بـلبـل


حــمـد و تـسبیح درخت، تنها خـداست



شـــوق دلـبـر، درد دل، هـمـراز عــشـق


بـوسـه و لـبـخـنـد یار، تـنـها خـداسـت



هم در این جا، هم به آنجا


لحظه ی وجد و ثنا، تنها خداست



شکر گویم من تو را هر دم خدا

این هم شعر زیبای دوست خوبم که خیلی قشنگ بود


نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387 توسط میلاد | لينك ثابت |
� عناوين آخرين مطالب ارسالي
عشق
بازگشت
دلخوري
عشق
عشق يك طرفه
دو عكس جديد از افسانه پاكرو
دوست داشتن هاي لحظه اي
سفر
عکس قشنگ
شعر دوست خوبم
اين مطلب خيلي برام مهمه اگه ميتوني حتما نظر بده
عكس هاي فيلم محاكمه(با حضور افسانه پاكرو)
عكسهاي محكومين بهشت
محكومين بهشت
درباره محاكمه
بخوانيد و نظر بدهيد
خداحافظي موقت
گالري عكس روياي خيس
بيوگرافي
به نام حضرت دوست كه هرچه داريم از اوست
غصه و غم
شعري از فروغ فرخزاد
تقديم به همه دوستداران اين وبلاگ
شعري كه من عاشقشم
اين شعر از خودم است كه از ين به بعد شعار اين وبلاگ ميباشد
براي افسانه ام
براي افسانه ام
براي افسانه ام
براي افسانه ام
براي افسانه ام